عبد الجليل قزوينى رازى
17
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
معاصى ، مدرك همهء مدركات ، سميع و بصير و غنى و بىحاجت ، مستغنى از جاى و مكان و صاحبه و ولد « 1 » ، و پيغامبرانش همه صادقان و امينان ، امامان را معصوم و منصوص گويند از قبل خداى تعالى ، بوعد و وعيد مقرّ ، بأمر و نهى معترف ، ببعث و نشور و ثواب و عقاب راضى ، همهء « 2 » شريعت قبول كرده ، از مخالفان اين جمله كه توحيد و عدل است تبرّا كنند ، بنياد مذهب شيعه بر اين است ، و سرمايهء اعتقاد اين است ، و آنچه حوالت كرده است دروغ و بهتان و بغض و كين است ؛ و الحمد للّه ربّ العالمين . امّا آنچه گفته است كه : « من با ايشان در مجاهده و مجادله بودم » بر اصل مذهب مجبّران مجادله با خداى تعالى مىبايست كه كردندى كه رافضيى « 3 » بقهر و جبر در ايشان آفريده است بقدرت موجبه ، و بر رافضيان « 4 » دو ظلم نشايد كرد يكى آنكه خدا در او آفريند ، و يكى آنكه با خواجه مجاهده و مجادله كند ، و مجاهده و مجادلهء او را چه اثر چون توفيق و هدايت خداى تعالى نباشد ، و چون خداى تعالى توفيق كرد و هدايت داد بمجادله و مجاهدهء او چه حاجت افتد ، مصلحت مگر آن باشد كه مشاركت با خداى تعالى در باقى كند « 5 » و هريك را به كار و فعل و عمل خود « 6 » بگذارد كه يضلّ من يشاء و يهدى من يشاء « 7 » . آنگه گفته است : « اكنون بدان اى برادر كه ما اندرين مجموعه بعضى از فضايح و قبايح ايشان شرح خواهيم دادن چنان كه از ايشان بدانستهايم و اشارت بكتابهاى ايشان كرده كه در ميان ايشان است ، و هيچ سرايى از سراهاى محقّقان ايشان نيست و الّا از اين كتابها يكى و دو در آن سراها باشد ، و رافضى را قاعده
--> ( 1 ) - ب ث م س ح : « صاحب » و تعبير متن مأخوذ از قرآن مجيد است كه در سورهء جنّ در آيهء سوم فرموده : « مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً » . ( 2 ) - ع ث ب : « بهمهء » . ( 3 ) - يعنى رافضى بودن و نظير اين تعبير يعنى الحاق ياء مصدريت بكلماتى كه مختوم بياء در اصل كلمه است مانند « ناصبيى » و « خارجيى » در اين كتاب فراوان ديده مىشود . ( 4 ) - كذا در همهء نسخ پس در كلمهء : « در او » در عبارت آينده نظر بهر فرد است . ( 5 ) - يعنى بر كنار بگذارد و ترك كند . ( 6 ) - « خود » فقط در نسخهء س . ( 7 ) - از آيهء 93 سورهء مباركهء نحل ، و در جاهاى ديگر از قرآن مجيد نيز هست .